محمد تقي جعفري
305
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
به نظر آنان عجيب مىآمد كه چگونه مردى مانند هانرى پوانكاره وشخصى همچون پىير دو هم متخصص در ترموديناميك اينطور با حرارت بر عليه سنن قرن نوزدهم سخن مىرانند . در همين اوقات فيلسوف آمريكايى ويليام جيمز ( 1910 - 1842 ) علم را چنين تعريف كرد : « مجموعهاى از قرار دادهاى ساده « وفيلسوف اطريشى ارنست ماخ اعلام داشت كه جسم حيوانى بعد از همهء احوال در واقع جز دستگاهى از احساسات وتاثرات نيست وبالاخره طبقاتى كه آنها را روشن فكر و صاحب فرهنگ مىناميدند ، عقايد خود را به كلى تغيير دادند . . . پس در صدد پيدا كردن بهانه بر آمدند وناگهان فرياد بر آوردند كه : علم نتوانست از عهدهء اجراى عهدى كه امثال اوگوست كنت وكلون وهلمهولتز وبرتلو به نام آن بسته بودند برآيد . . . در سال 1859 فردينان برونتىير در مجلهء دودينا ورشكستگى علم را اعلام كرد . . . » ( 1 ) متأسفانه به جاى اين كه پارسايان علم پرست وپيروانشان از اين وضع رقتبار كه براى علم پيش آمده بود ، بيدار شوند واصول معرفت انسانى ونسبى بودن آن را با بيان رابطهء منطقى ميان ثابتها ومتغيرها مورد تحقيق قرار بدهند ، طور ديگر عمل كردند ، آنان به قول پىيرروسو شروع به سرزنش علم نموده و خود را در اختيار لذات زندگى گذاشتند . ولى ما به جاى جمله « ورشكستگى علم اعلام شد » . اين جمله را مىگوييم :
--> ( 1 ) تاريخ علوم ، پىيرروسو ، ترجمهء حسن صفارى ، ص 693 تا 95 . .